قیمت هر انسان ...

دوره ارزانیست ...

چه کسی می گوید که گرانی شده است ؟

دوره ارزانیست !

دل ربودن ارزان ؛

دل شکستن ارزان ؛

دوستی ارزان است .

دشمنی ها ارزان !

آبرو قیمت یک تکه نان و دروغ از همه چیز ارزانتر !

قیمت عشق چقدر کم شده است ،

کمتر از آب روان .

و چه تخفیف بزرگی خورده ،

                               قیمت هر انسان ...

/ 7 نظر / 20 بازدید
تنها

__??_?? سلام _??___?? آپم _??___??_________????آپم _??___??_______??___????آپم _??__??_______?___??___??آپم __??__?______?__??__???__??آپم ___??__?____?__??_____??__?آپم ____??_??__??_??________??آپم ____??___??__??آپم ___?___________?آپم __?_____________?آپم _?_____@ ____@ __?آپم _?___///___@__\\__?آپم _?___\\\______///__?آپم ___?______W____?آپم _____??_____??آپم زود بياااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ...........|""""""""""""""" " """"""""|\|_ ...........|......*اينم وسيله * بيا ....|||"|""\___ ...........|________________ _ |||_|___|) ...........!(@)'(@)""""**!(@ )(@)***!(@) منتظرمااااااااا بدو بيا یادت نره.

هادي

دل برخلاف ظاهر غلط‌اندازش، بواقع دشمن عقل نيست. در حقيقت، عقل و دل هر دو موهبتي خدايي به‌عنوان دوبال پرواز برفراز آسمان خوشبختي هستند. بنابراين هربالي كه شكسته شود، بناچار زمينگير خواهيم شد. از اينرو، مادامي كه دل بر گرد حرم امن عقل سليم طواف مي‌كند، قرباني‌كردن آن گناهي بزرگ و مستلزم پرداخت كفاره‌اي گران است. در اصل ماجرا، اين جهل است كه عداوتي ديرينه با عقل داشته و دارد، همانطور كه ترس، دشمن خونين دل بوده و هست. عقل و دل به كمك هم، اين توانايي را دارند كه هر مسأله‌اي را حل و فصل كنند، امّا جهل و ترس براحتي و بي‌تأمّل دست به پاك‌كردن صورت آن مسأله مي‌زنند. بياييد تلاش كنيم اين‌دو مقوله را باهم اشتباه نگرفته و به دقّت نگاه كنيم كه در حقيقت از كداميك پيروي مي‌كنيم. آري؛ چشمها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد...

امین و نیلوفر

دلت شاد و لبت خندان بماند برایت عمرجاویدان بماند خدارا میدهم سوگند برعشق هرآن خواهی برایت آن بماند بپایت ثروتی افزون بریزد که چشم دشمنت حیران بماند تنت سالم سرایت سبز باشد برایت زندگی آسان بماند تمام فصل سالت عید باشد چراغ خانه ات تابان بماند ما آپ کردیم. این آخرین آپ سال 89 تشریف بیارین. منتظر حضور گرم و پر مهرتون هستیم. [لبخند][گل]

ابراهیم- حاج محمدی

باد جاریست در اندیشه ی ابر ابر جاریست در اندیشه ی رود رود جاریست در اندیشه ی باغ باغ جاریست در اندیشه ی عشق عشق جاریست در اندیشه ی اقلیم وجود ریه ی شاپرک از بوی خوش یاس پر است شامه ی قاصدک از عطر اقاقی سرشار تار و پود همه هستی است زعشق !!!

ابراهیم- حاج محمدی

به جذبـــــه ی نـــگاه خــــود کشاند تا زُحَل مرا گرفت در پنـــــاه خــــود کشیـــــد در بغـــل مرا شکفــــت غنچــه ی لبش نشست در دلم عطش زچنـگ خویشـــــتن ربـود شهدی از عسل مرا فسیــــل می شـــــود دلـــــم به زیـــر تلّ ماتمی که بُـــــرده تا فراخنـــــای بطـــن یک گُسل مرا نگــــو چرا کـــــلافه ام گنــاه چشم های توست به سحر چشم های خــود تو کرده ای هچل مرا امـــــان نمـــــی دهد به من شــــرار اشتیاق تو کـــــه تا طلــــــیعه ی ابد گرفــــــته از ازل مرا اگــــربــــه گاه و نابـــگاه آمـــــدم ســـــراغ تو به لطف و مرحمت مخوان خروس بی محل مرا عروج عاشقانه بین که از حضیــض این جهان به اوج عشـــــق می بـــــرد ترانـــه و غزل مرا

عالی بود [لبخند]

یاسین

بیانی زیباست... اما...حقیقت تلخیه...